به نقل از دیجیتال مارکتینگ ایران، حمایت مالی از رویدادهای ورزشی یکی از روشهای مهم برندها برای افزایش آگاهی از برند، تعامل مستقیم با مخاطبان و ایجاد ارتباطی ماندگار با مصرفکنندگان است. بااینحال، انتخاب رشته ورزشی مناسب برای اسپانسری همیشه به معنای حضور در مسابقاتی با بیشترین تعداد تماشاگر نیست. گاهی رویدادهای تخصصی و ورزشهای کمترشناختهشده میتوانند فرصتهای بازاریابی هدفمندتری در اختیار برندها قرار دهند؛ رویکردی که هپیلایف بیش از یک دهه در فعالیتهای بازاریابی ورزشی خود دنبال کرده است.
دلارام محبوبین، مدیر بازاریابی هپیلایف، در گفتوگویی درباره تجربه این برند از حمایت ورزشهای اکستریم و نوظهور توضیح داده است که چرا سرمایهگذاری در رشتههایی مانند ویکبرد، موجسواری، کایتبرد، اسکیتبرد و پارکور در کنار ورزشهای جدیدتری مانند پدل و بسکتبال سهنفره، بخشی از استراتژی بازاریابی این برند را تشکیل میدهد. تجربه هپیلایف نشان میدهد که اسپانسری ورزشی تنها به نمایش لوگو محدود نیست و سمپلینگ محصول، ارتباط مستقیم با مخاطب و ایجاد تجربه مثبت از برند نیز میتوانند نقش مهمی در اثربخشی این همکاریها داشته باشند.
ورزشهای اکستریم چیست و چرا برای برندها جذابیت دارد؟
ورزشهای اکستریم یا ورزشهای هیجانی به رشتههایی گفته میشود که معمولاً با سرعت، ارتفاع، حرکات دشوار، مهارت فنی بالا یا سطح بیشتری از ریسک همراه هستند. ویکبرد، موجسواری، کایتبرد، اسنوبرد، اسکی آلپاین، اسکیتبرد و پارکور از نمونههای این گروه به شمار میروند. بسیاری از این ورزشها علاوه بر جنبه رقابتی، فرهنگ و جامعه مخاطبان خاص خود را دارند؛ جامعهای که ممکن است سبک زندگی، علایق و الگوهای مصرف متفاوتی نسبت به مخاطبان ورزشهای سنتی داشته باشد.
برای برندهایی که مخاطبان مشخصی را هدف قرار میدهند، این ویژگی اهمیت زیادی دارد. اسپانسری یک مسابقه بزرگ لزوماً به معنای دسترسی مؤثر به مشتریان بالقوه نیست. در مقابل، حضور در یک رویداد تخصصی میتواند ارتباط نزدیکتری میان برند و افرادی ایجاد کند که از نظر سبک زندگی، علایق یا نیازهای مصرفی با محصول تناسب بیشتری دارند.
برندهای نوشیدنی انرژیزا از جمله برندهایی هستند که در بازارهای مختلف از ظرفیت ورزشهای هیجانی استفاده کردهاند. چنین همکاریهایی امکان میدهد محصول در فضایی مرتبط با تحرک، هیجان و فعالیت بدنی معرفی شود. البته موفقیت این رویکرد به انتخاب درست رویداد، شناخت مخاطب و طراحی تجربهای متناسب با ماهیت برند بستگی دارد.
از پدل تا پارکور؛ هپیلایف از چه ورزشهایی حمایت میکند؟
به گفته دلارام محبوبین، هپیلایف بیش از یک دهه است که از مجموعهای از ورزشهای آبی، زمستانی و شهری حمایت میکند. ویکبرد، موجسواری، کایتبرد، اسکی آلپاین، اسکیتبرد و پارکور از جمله رشتههایی هستند که در این فعالیتها قرار داشتهاند. در سالهای اخیر نیز پدل و بسکتبال سهنفره به فهرست رشتههای مورد حمایت این برند اضافه شدهاند.
تنوع این رشتهها نشان میدهد که استراتژی اسپانسری هپیلایف صرفاً بر یک ورزش یا یک نوع رویداد متمرکز نبوده است. ورزشهای آبی، زمستانی و شهری هرکدام محیط برگزاری، جامعه مخاطبان و شیوه تعامل متفاوتی دارند. بنابراین، حضور در این رویدادها مستلزم آن است که برند برای هر موقعیت، شکل مناسبی از مشارکت و معرفی محصول را در نظر بگیرد.
یکی از نمونههای مورد اشاره محبوبین، حمایت از مسابقات پدل در دورهای است که این ورزش هنوز به اندازه امروز مطرح نشده بود. او توضیح داده است که هپیلایف در آن مقطع از تمام مسابقات پدل موردنظر خود حمایت میکرد. این انتخاب نشان میدهد که برندها میتوانند پیش از فراگیرشدن یک رشته ورزشی، با شناسایی روندهای نوظهور در آن حضور پیدا کنند.
چرا ورود زودهنگام به ورزشهای نوظهور اهمیت دارد؟
وقتی یک ورزش هنوز به مرحله فراگیری نرسیده است، ممکن است فرصت بیشتری برای شکلدادن به ارتباط برند با جامعه اولیه مخاطبان آن وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، برند میتواند بهجای رقابت برای دیدهشدن در کنار تعداد زیادی از حامیان مالی، در رشد و شناختهشدن رویداد مشارکت کند و ارتباط نزدیکتری با ورزشکاران و علاقهمندان بسازد.
البته سرمایهگذاری در رشتههای نوظهور بدون ریسک نیست. میزان استقبال مخاطبان، تداوم برگزاری مسابقات و ظرفیت رشد ورزش ممکن است بهسادگی قابل پیشبینی نباشد. به همین دلیل، بررسی تناسب مخاطبان، کیفیت برگزارکنندگان و امکان تکرار همکاری، برای تصمیمگیری درباره اسپانسری این رویدادها ضروری است.
چرا هپیلایف از اسپانسری ورزشکاران به حمایت از رویدادها رسید؟
یکی از تغییرات مهم در تجربه بازاریابی هپیلایف، حرکت از اسپانسری مستقیم ورزشکاران به سرمایهگذاری بیشتر در رویدادها بوده است. محبوبین توضیح میدهد که در سالهای ابتدایی فعالیت برند، شبکههای اجتماعی به شکل امروزی فراگیر نبودند و همکاری با ورزشکاران بیشتر با هدف تولید محتوا و نمایش حضور محصول در کنار آنها انجام میشد.
پیام اصلی این همکاریها ساده بود: هرجا ورزشکار حضور دارد، نوشیدنی برند نیز همراه اوست. این روش میتوانست از طریق تصاویر، محتوای مرتبط با فعالیت ورزشی و نمایش محصول، ارتباطی میان برند و سبک زندگی ورزشکار ایجاد کند.
با تغییر فضای بازاریابی و پررنگترشدن نقش شبکههای اجتماعی، شیوه فعالیت برخی ورزشکاران نیز تغییر کرد. به گفته محبوبین، بعضی از آنها بیشتر در قالب اینفلوئنسر فعالیت میکردند؛ تغییری که از نگاه این برند میتوانست وفاداری به همکاری تجاری مشخص را کاهش دهد. در نتیجه، هپیلایف بهتدریج تمرکز بیشتری بر حمایت از رویدادها گذاشت.
مزیت اسپانسری رویداد در مقایسه با همکاری فردی
همکاری با یک ورزشکار معمولاً بر شهرت، محتوای شخصی و ارتباطات اجتماعی او تکیه دارد؛ اما اسپانسری رویداد میتواند فرصت حضور برند را در بخشهای مختلف یک تجربه ورزشی فراهم کند. در این مدل، برند علاوه بر دیدهشدن در محیط مسابقه، امکان تعامل حضوری با شرکتکنندگان و تماشاگران را نیز دارد.
برای هپیلایف، یکی از مزیتهای مهم این تغییر، امکان سمپلینگ یا نمونهدهی محصول در رویدادها بوده است. ارائه نمونه محصول به مخاطب کمک میکند آن را از نزدیک تجربه کند و در صورت تمایل، بازخورد خود را به تیم برند منتقل کند. این تعامل مستقیم با تبلیغات صرفاً تصویری تفاوت دارد؛ زیرا مخاطب فقط پیام تبلیغاتی را نمیبیند، بلکه فرصتی برای تجربه محصول نیز به دست میآورد.
بااینحال، اسپانسری ورزشکار و حمایت از رویداد الزاماً جایگزین یکدیگر نیستند. برندها میتوانند با توجه به اهداف، بودجه و نوع مخاطب، این دو روش را بهصورت مکمل به کار بگیرند. نکته مهم، مشخصکردن هدف هر همکاری و ارزیابی نتایج آن است.
افزایش هزینهها چگونه مدل اسپانسری ورزشی را تغییر داده است؟
افزایش هزینههای برگزاری رویدادها یکی از عواملی است که به گفته محبوبین، شیوه همکاری برندها با برگزارکنندگان را تغییر داده است. در گذشته، هزینه اجرای برخی رویدادها به اندازهای بود که برندها میتوانستند بهتنهایی برگزارکننده آنها باشند؛ اما افزایش هزینههای اجرایی باعث شده است همکاری در قالب اسپانسر برای بسیاری از برندها جذابتر شود.
در مدل اسپانسری، هزینهها و مسئولیتهای مرتبط با برگزاری رویداد میتوانند با مشارکت چند حامی مالی مدیریت شوند. در مقابل، برند نیز متناسب با سطح قرارداد، از فرصتهایی مانند نمایش نام و نشان تجاری، حضور در محل مسابقه، ارائه محصول یا تأمین جوایز برخوردار میشود. البته جزئیات این مزایا به توافق میان برند و برگزارکننده بستگی دارد.
این تغییر برای برگزارکنندگان نیز اهمیت دارد؛ زیرا جذب اسپانسر میتواند بخشی از منابع مالی موردنیاز برای اجرای مسابقات را تأمین کند. در نتیجه، رابطه میان برند و رویداد زمانی اثربخشتر خواهد بود که اهداف تجاری اسپانسر با نیازهای اجرایی برگزارکننده و تجربه مطلوب شرکتکنندگان هماهنگ باشد.
چرا برندهای تخصصی بهجای ورزشهای پرمخاطب، بازارهای نیش را انتخاب میکنند؟
برندهای بزرگ معمولاً با توجه به گستردگی مخاطبان خود، به ورزشهای پرمخاطبی مانند فوتبال، والیبال، کشتی، تکواندو و شمشیربازی توجه میکنند. این رشتهها در بسیاری از موارد ساختارهای رسمی، مسابقات داخلی و بینالمللی و ظرفیت پوشش رسانهای دارند. چنین ویژگیهایی میتواند آنها را به گزینهای مناسب برای کمپینهایی تبدیل کند که هدفشان دسترسی به طیف وسیعی از مخاطبان است.
اما از نگاه محبوبین، شرایط برای هپیلایف متفاوت است. او میگوید مخاطب هدف این برند گروه مشخصی از مصرفکنندگان را شامل میشود و افراد زیر ۱۶ سال و بالای ۴۵ سال در این گروه قرار نمیگیرند. همچنین، این برند با محدودیتهایی در تبلیغات محیطی و استفاده از رسانههایی مانند تلویزیون و بیلبورد روبهرو است. به گفته او، ضوابط مرتبط با تبلیغات محصولات نیز بر انتخاب کانالهای بازاریابی تأثیر میگذارد.
در چنین شرایطی، حضور در رویدادهای تخصصی میتواند روشی برای دسترسی هدفمندتر به مخاطبان باشد. این رویکرد در بازاریابی با مفهوم بازار نیش یا Niche Market ارتباط دارد؛ یعنی تمرکز بر بخش مشخصی از بازار که علایق، ویژگیها یا نیازهای مشترکی دارند.
بازاریابی نیش چه مزیتی برای اسپانسرها دارد؟
مهمترین مزیت بازار نیش، امکان تمرکز منابع بازاریابی بر مخاطبانی است که تناسب بیشتری با محصول دارند. در یک رویداد تخصصی، ممکن است تعداد افراد حاضر نسبت به مسابقات پرمخاطب کمتر باشد، اما شناخت برند از جامعه هدف و فرصت گفتوگوی مستقیم با آنها میتواند ارزش بیشتری ایجاد کند.
برای مثال، اگر هدف یک برند معرفی محصول به جامعهای علاقهمند به ورزشهای شهری یا فعالیتهای هیجانی باشد، حمایت از یک مسابقه تخصصی ممکن است از تبلیغات گسترده اما کمهدف مناسبتر باشد. این موضوع به معنای برتری همیشگی ورزشهای اکستریم نیست؛ انتخاب درست به اهداف کمپین، بودجه، محدودیتهای قانونی و ویژگیهای مخاطبان بستگی دارد.
برای ارزیابی این مدل، برندها باید فراتر از تعداد تماشاگران فکر کنند. کیفیت ارتباط با مخاطب، میزان تجربه محصول، بازخوردهای دریافتشده، افزایش شناخت از برند و احتمال تکرار خرید، از جمله معیارهایی هستند که میتوانند تصویر دقیقتری از اثربخشی اسپانسری ارائه دهند.
هپیلایف در رویدادهای ورزشی چگونه حضور پیدا میکند؟
نوع حضور هپیلایف در هر مسابقه به ماهیت رویداد و سطح همکاری با برگزارکننده بستگی دارد. محبوبین توضیح داده است که دو بخش مهم در این فعالیتها، نمایش لوگوی برند در محیط مسابقه و سمپلینگ محصول هستند. میزان استفاده از هرکدام نیز به نوع قرارداد و جایگاه برند در میان حامیان مالی وابسته است.
اگر هپیلایف بهعنوان اسپانسر اصلی در رویدادی حضور داشته باشد، امکان استفاده گستردهتری از فضاهای برندینگ فراهم میشود. این حضور ممکن است شامل نمایش لوگو در اطراف زمین یا بخشهای مختلف محل برگزاری باشد. در همکاریهایی که تمرکز اصلی بر سمپلینگ است، تیم برند در کنار سایر عوامل رویداد نمونههای محصول را میان مخاطبان توزیع میکند.
تأمین جوایز برندگان نیز میتواند بخشی از توافق با برگزارکننده باشد؛ البته این مسئولیت در همه همکاریها یکسان نیست و به مفاد قرارداد بستگی دارد.
سمپلینگ محصول؛ فراتر از توزیع نمونه رایگان
سمپلینگ زمانی ارزش بازاریابی بیشتری پیدا میکند که بهعنوان بخشی از یک تجربه طراحیشده اجرا شود. صرف توزیع نمونه محصول لزوماً به افزایش فروش یا وفاداری منجر نمیشود. نحوه ارائه محصول، زمان مناسب، تناسب آن با فضای رویداد و کیفیت تعامل تیم اجرایی با مخاطبان، همگی میتوانند بر نتیجه تأثیر بگذارند.
برندها میتوانند با دریافت بازخوردهای داوطلبانه از شرکتکنندگان، اطلاعات مفیدی درباره تجربه مصرف، برداشت اولیه از محصول و نقاط قوت یا ضعف فرایند معرفی آن به دست آورند. همچنین، ثبت تعداد نمونههای توزیعشده و بررسی شاخصهای مرتبط با تعامل مخاطبان به ارزیابی بهتر عملکرد کمپین کمک میکند.
در عین حال، هر نوع فعالیت تبلیغاتی و نمونهدهی باید با ضوابط قانونی و الزامات مرتبط با محصول هماهنگ باشد. رعایت محدودیتهای سنی، انتخاب محل مناسب و ارائه اطلاعات مسئولانه درباره محصول، از جمله مواردی هستند که باید در طراحی برنامههای بازاریابی لحاظ شوند.
چالشهای اسپانسری در ورزشهای اکستریم چیست؟
رویدادهای ورزشهای اکستریم همیشه در محیطهایی با زیرساخت کامل و برنامهریزی مشابه مسابقات بزرگ برگزار نمیشوند. به گفته محبوبین، شرایط این رویدادها گاهی به حوصله، انعطافپذیری و توانایی بیشتری برای برقراری ارتباط با مخاطبان نیاز دارد. در این فضاها، صرفاً نصب لوگو یا توزیع محصول نمیتواند تمام نیازهای برند را پوشش دهد؛ تیم بازاریابی باید بتواند خود را با شرایط واقعی محل برگزاری هماهنگ کند.
برای نمونه، برگزاری برخی مسابقات در پیستهای اسکی میتواند جابهجایی تجهیزات، راهاندازی سیستم صوتی و آمادهسازی فضای اجرایی را دشوار کند. شرایط آبوهوایی، دسترسی به محل مسابقه و محدودیتهای فنی نیز ممکن است بر برنامهریزی اثر بگذارند. در نتیجه، آمادهسازی عملیاتی و پیشبینی راهحلهای جایگزین اهمیت زیادی دارد.
اهمیت شناخت فرهنگ مخاطبان
چالش این رویدادها فقط به مسائل اجرایی محدود نمیشود. جامعه مخاطبان ورزشهای اکستریم ممکن است انتظارات متفاوتی از برندها داشته باشد و ارتباط رسمی و یکطرفه با آنها بهاندازه تعامل صمیمانه و متناسب با فضای رویداد مؤثر نباشد. محبوبین بر اهمیت نزدیکشدن به این مخاطبان و فراهمکردن تجربهای لذتبخش در کنار برند تأکید کرده است.
برای دستیابی به این هدف، تیم بازاریابی باید پیش از رویداد، ویژگیهای جامعه مخاطب را بشناسد و در زمان اجرا نیز به بازخوردهای آنها توجه کند. رفتار حرفهای، احترام به فرهنگ ورزشی، ارائه تجربهای متناسب با فضای مسابقه و پرهیز از تحمیل پیامهای تبلیغاتی، میتواند به شکلگیری رابطهای مثبت کمک کند.
همچنین بهتر است برندها از ابتدا برای مشکلات احتمالی برنامه داشته باشند؛ از تأخیر در آمادهسازی محل گرفته تا تغییر شرایط محیطی یا محدودیت در دسترسی به تجهیزات. انعطافپذیری اجرایی در چنین رویدادهایی میتواند بهاندازه انتخاب رسانه و طراحی پیام تبلیغاتی اهمیت داشته باشد.
چرا حمایت از ورزشکاران اکستریم به برندها توصیه میشود؟
محبوبین در پایان بر اهمیت حمایت واقعی برندها از ورزشکاران اکستریم تأکید کرده و گفته است که تعداد زیاد تماشاگران نباید تنها معیار تصمیمگیری برای اسپانسری باشد. به اعتقاد او، حتی گروههای کوچکتر نیز میتوانند از طریق ارتباطات و تبلیغات دهانبهدهان، تأثیر قابلتوجهی بر شناختهشدن یک برند داشته باشند.
تبلیغات دهانبهدهان زمانی شکل میگیرد که افراد تجربه یا برداشت خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. در جوامع ورزشی تخصصی، ارتباط میان ورزشکاران و علاقهمندان میتواند به انتقال تجربه برند کمک کند. بااینحال، چنین اثری تضمینشده نیست و به کیفیت تجربه، اعتبار برند و رضایت مخاطبان وابسته است.
حمایت مستمر از یک رشته ورزشی نیز میتواند از همکاریهای مقطعی ارزشمندتر باشد. وقتی برند در چند دوره از یک رویداد حمایت میکند، فرصت بیشتری برای شناخت جامعه مخاطب، اصلاح برنامههای بازاریابی و ایجاد ارتباط پایدار در اختیار دارد. این استمرار باید با اهداف روشن و ارزیابی منظم همراه باشد تا منابع بازاریابی به شکلی مؤثر مصرف شوند.
برندها چگونه اثربخشی اسپانسری ورزشی را ارزیابی کنند؟
تجربه هپیلایف نشان میدهد که انتخاب رویداد و شیوه حضور در آن باید با اهداف بازاریابی برند ارتباط مستقیم داشته باشد. برای تبدیل اسپانسری به یک سرمایهگذاری قابل ارزیابی، بهتر است پیش از عقد قرارداد، شاخصهای موفقیت مشخص شوند.
- تناسب مخاطبان: بررسی کنید چه سهمی از شرکتکنندگان با گروه هدف برند همخوانی دارند.
- کیفیت دیدهشدن: میزان و محل نمایش لوگو و فرصتهای واقعی معرفی برند را ارزیابی کنید.
- عملکرد سمپلینگ: تعداد نمونههای توزیعشده، میزان تعامل و بازخوردهای مرتبط را ثبت کنید.
- هزینه در برابر نتیجه: هزینه اسپانسری را در کنار نتایج قابلاندازهگیری و اهداف تعیینشده بسنجید.
- ظرفیت تداوم همکاری: بررسی کنید آیا رویداد امکان ایجاد رابطهای بلندمدت با مخاطبان و برگزارکنندگان را فراهم میکند.
- رعایت الزامات اجرایی و قانونی: مطمئن شوید شیوه تبلیغ، نمونهدهی و حضور برند با مقررات مربوط به محصول سازگار است.
این معیارها به برند کمک میکنند میان دیدهشدن صرف و ایجاد ارزش بازاریابی تفاوت قائل شود. ممکن است یک رویداد کوچک از نظر تعداد مخاطبان محدود باشد، اما در صورت تناسب بالا با بازار هدف، فرصت مناسبی برای تعامل و شناخت برند فراهم کند. در مقابل، حضور در یک مسابقه پرمخاطب بدون برنامه مشخص برای ارتباط با مشتریان بالقوه، لزوماً بازدهی مورد انتظار را ایجاد نمیکند.
جمعبندی؛ اسپانسری موفق فقط به تعداد تماشاگران وابسته نیست
تجربه بیش از یک دهه فعالیت هپیلایف در حمایت از ورزشهای اکستریم و نوظهور، نمونهای از رویکردی است که بهجای تمرکز انحصاری بر ورزشهای پرمخاطب، تناسب میان مخاطب، محصول و فضای رویداد را در نظر میگیرد. حمایت از رشتههایی مانند ویکبرد، موجسواری، اسکیتبرد، پارکور و پدل، در کنار تغییر تمرکز از اسپانسری فردی به سرمایهگذاری در رویدادها، نشان میدهد که استراتژی بازاریابی ورزشی میتواند همزمان با تغییر رفتار مخاطبان و شرایط بازار تکامل پیدا کند.
برای برندهایی که بازار هدف مشخصی دارند یا با محدودیتهایی در تبلیغات گسترده مواجهاند، رویدادهای تخصصی میتوانند فرصت ارزشمندی برای معرفی محصول، دریافت بازخورد و ایجاد ارتباط نزدیکتر با مشتریان بالقوه باشند. بااینحال، موفقیت این مدل به انتخاب درست مسابقه، طراحی تجربه مناسب، مدیریت چالشهای اجرایی و سنجش نتایج وابسته است.
در نهایت، اسپانسری ورزشی زمانی به یک ابزار مؤثر بازاریابی تبدیل میشود که برند بهجای خرید صرف فضای تبلیغاتی، بخشی از تجربه مخاطب باشد و برای ورزشکاران، برگزارکنندگان و شرکتکنندگان ارزش ایجاد کند. تعداد تماشاگران مهم است، اما تنها معیار تصمیمگیری نیست؛ گاهی ارتباطی هدفمند و پایدار با یک جامعه تخصصی میتواند برای برند ارزشمندتر از دیدهشدن گسترده اما کماثر باشد.
برای مطالعه جدیدترین اخبار و تحلیلهای بازاریابی دیجیتال، برندینگ و تبلیغات به دیجیتال مارکتینگ ایران مراجعه کنید.
“`





