به نقل از دیجیتال مارکتینگ ایران، هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه اجرای ایمیل مارکتینگ است؛ اما مزیت رقابتی کسبوکارها صرفاً در تولید سریعتر متن ایمیل خلاصه نمیشود. برندهایی که میخواهند از بازاریابی ایمیلی درآمد بیشتری کسب کنند، باید سه بخش کلیدی را بهصورت هماهنگ بهبود دهند: شخصیسازی پیامها، خودکارسازی ارتباط با مشتری و اطمینان از رسیدن ایمیل به صندوق ورودی مخاطب. ترکیب این سه عامل میتواند به افزایش تعامل، بهبود تجربه مشتری و استفاده مؤثرتر از بودجه بازاریابی منجر شود.
ابزارهای هوش مصنوعی تولید عنوان، متن تبلیغاتی و پیشنهادهای محتوایی را سادهتر کردهاند. بااینحال، وقتی تعداد ایمیلهای ارسالی افزایش پیدا میکند، رقابت برای جلب توجه مخاطب نیز شدیدتر میشود. ارسال پیامهای بیشتر الزاماً به معنای فروش بیشتر نیست؛ بهخصوص اگر ایمیلها متناسب با نیاز مشتری نباشند، در زمان مناسبی ارسال نشوند یا اصلاً به صندوق ورودی نرسند. به همین دلیل، استراتژی ایمیل مارکتینگ در عصر هوش مصنوعی باید از تولید محتوا فراتر برود و کل مسیر ارتباط با مشتری را پوشش دهد.
هوش مصنوعی چه تغییری در ایمیل مارکتینگ ایجاد کرده است؟
تیمهای بازاریابی امروز با چند هدف همزمان روبهرو هستند: افزایش فروش، حفظ مشتریان فعلی، بهبود نرخ تبدیل، کاهش هزینههای اجرایی و ارائه تجربهای شخصیتر. هوش مصنوعی میتواند در تحقق این اهداف نقش مهمی داشته باشد، اما نتیجه نهایی به محل استفاده از این فناوری بستگی دارد.
بر اساس آمارهای نقلشده در گزارش کیم مکامبر، رشد فهرست مخاطبان و شخصیسازی از مهمترین چالشهای بازاریابی ایمیلی هستند. در این دادهها، ۲۹ درصد از بازاریابان رشد فهرست ایمیل و ۲۵ درصد شخصیسازی را از چالشهای اصلی خود دانستهاند؛ درحالیکه تحویلپذیری ایمیل تنها برای ۶ درصد از پاسخدهندگان در صدر چالشها قرار داشته است.
این تفاوت قابل توجه است؛ زیرا تحویلپذیری، پیشنیاز دیدهشدن هر پیام محسوب میشود. حتی اگر ایمیلی با محتوای جذاب و پیشنهاد کاملاً شخصیسازیشده تهیه شده باشد، در صورت قرار گرفتن در پوشه اسپم، فرصت تعامل با مخاطب را از دست میدهد.
بنابراین، استفاده مؤثر از هوش مصنوعی مستلزم تغییر نگاه از «چطور ایمیل بیشتری تولید کنیم؟» به «چطور پیام مناسب را در زمان مناسب به مخاطب مناسب برسانیم؟» است.
سه ستون اصلی ایمیل مارکتینگ در عصر هوش مصنوعی
یک برنامه حرفهای بازاریابی ایمیلی بر سه مؤلفه بههمپیوسته استوار است. هر مؤلفه بخشی از مسیر ارتباط با مشتری را بهبود میدهد و ضعف در یکی از آنها میتواند نتیجه تلاشهای انجامشده در دو بخش دیگر را کاهش دهد.
۱. شخصیسازی؛ ارسال پیام متناسب با نیاز هر مخاطب
شخصیسازی در گذشته اغلب به استفاده از نام مشتری در عنوان ایمیل یا تقسیم مخاطبان بر اساس سن، جنسیت و موقعیت جغرافیایی محدود میشد. این روشها همچنان میتوانند مفید باشند، اما برای ایجاد تجربهای واقعاً مرتبط کافی نیستند.
شخصیسازی پیشرفته تلاش میکند رفتار، علایق، سابقه خرید و مرحله حضور هر مشتری در مسیر خرید را در نظر بگیرد. هوش مصنوعی میتواند با تحلیل این دادهها به بازاریاب کمک کند تشخیص دهد کدام محصول، پیشنهاد یا محتوای آموزشی احتمالاً برای هر فرد مناسبتر است.
بر اساس دادههای ارائهشده در مقاله منبع، حدود ۳۴ درصد از شرکتها از شخصیسازی مبتنی بر هوش مصنوعی یا روشهای پیشبینانه در ایمیل مارکتینگ استفاده میکنند. در مقابل، ۲۴ درصد همچنان به بخشبندی پایه مخاطبان متکی هستند و ۵ درصد هیچ نوع شخصیسازی ندارند. این ارقام نشان میدهد که استفاده پیشرفته از دادهها هنوز در همه کسبوکارها به رویکردی فراگیر تبدیل نشده است.
سه سطح شخصیسازی ایمیل
- شخصیسازی جمعیتشناختی: پیامها بر اساس اطلاعاتی مانند موقعیت جغرافیایی یا ویژگیهای عمومی مخاطب تغییر میکنند. این روش ساده است، اما ممکن است نیاز واقعی فرد را بهدرستی منعکس نکند.
- شخصیسازی رفتاری: سابقه خرید، محصولات مشاهدهشده، کلیکها و تعاملات قبلی در انتخاب محتوا و پیشنهادها نقش دارند. این رویکرد معمولاً اطلاعات مرتبطتری برای تصمیمگیری فراهم میکند.
- شخصیسازی پیشبینانه: مدلهای تحلیلی تلاش میکنند احتمال خرید، احتمال ریزش مشتری یا ارزش آتی او را برآورد کنند تا زمانبندی و نوع پیام متناسبتر انتخاب شود.
برای مثال، فروشگاه اینترنتی میتواند بهجای ارسال یک تخفیف یکسان برای همه مشترکان، برای فردی که چند بار یک دسته محصول را بررسی کرده است پیشنهاد مرتبطی بفرستد. برای مشتری دیگری که اخیراً خرید کرده، محتوای آموزشی استفاده از محصول یا پیشنهاد مکمل مناسبتر خواهد بود.
البته پیشبینیهای هوش مصنوعی قطعی نیستند. کیفیت دادهها، تازگی اطلاعات و تناسب مدل با رفتار مشتری بر نتیجه اثر میگذارند. به همین دلیل، پیشنهادهای الگوریتمی باید آزمایش شوند و عملکرد آنها با شاخصهای واقعی کسبوکار سنجیده شود.
چهار روش کاربردی برای شروع شخصیسازی
- پیشنهاد محصول پویا: محصولات پیشنهادی را بر اساس سابقه مشاهده و خرید هر مخاطب تغییر دهید.
- بلوکهای محتوایی متغیر: بخشهایی از ایمیل، مانند عنوان فرعی، تصویر یا پیشنهاد ویژه، را متناسب با گروه مخاطب تنظیم کنید.
- بهینهسازی زمان ارسال: از دادههای تعامل قبلی برای انتخاب زمان مناسبتر ارسال استفاده کنید.
- پیشنهادهای پیشبینانه: پیشنهادهای احتمالی خرید بعدی را با در نظر گرفتن سابقه مشتری آزمایش کنید و نتیجه را با گروه کنترل مقایسه کنید.
برای اجرای این روشها، جمعآوری داده باید شفاف، قانونی و متناسب با هدف بازاریابی باشد. استفاده از اطلاعات شخصی بدون رضایت یا بدون رعایت مقررات حریم خصوصی میتواند اعتماد مخاطب را تضعیف کند.
۲. اتوماسیون ایمیل؛ ارتباط با مشتری در زمان درست
در بازاریابی ایمیلی سنتی، تیم بازاریابی یک کمپین طراحی میکند، آن را برای فهرستی از مخاطبان میفرستد و سپس برای کمپین بعدی برنامهریزی میکند. این روش برای اطلاعرسانیهای عمومی همچنان کاربرد دارد، اما در مدیریت ارتباط مستمر با مشتری محدودیتهایی دارد.
در مقابل، اتوماسیون ایمیل بر اساس رفتار یا رویداد مشخص فعال میشود. بهجای اینکه کارشناس بازاریابی هر پیام را بهصورت دستی ارسال کند، سیستم با وقوع یک رویداد تعیینشده، فرایند ارتباطی مناسب را آغاز میکند.
برای نمونه، ثبتنام کاربر میتواند ایمیل خوشامدگویی را فعال کند، رها شدن سبد خرید به ارسال یادآوری منجر شود و خرید یک محصول، مجموعهای از پیامهای آموزشی یا پیشنهادهای مکمل را آغاز کند. این فرایندها کمک میکنند ارتباط با مشتری به زمانبندی دستی وابسته نباشد.
اتوماسیون ایمیل چقدر در درآمد نقش دارد؟
بر اساس آمارهای گزارششده در مقاله منبع، سهم کمپینهای دستی و اتوماسیون از درآمد ایمیل با افزایش اندازه کسبوکار تغییر میکند. شرکتهایی با درآمد کمتر از یک میلیون دلار، حدود ۴۹ درصد از درآمد ایمیلی خود را از کمپینها به دست میآورند. در مقابل، در شرکتهایی با درآمد بیش از ۵۱ میلیون دلار، ۷۱ درصد درآمد ایمیلی به اتوماسیون و ۱۱ درصد به کمپینها نسبت داده شده است.
این ارقام نشان میدهند که اتوماسیون میتواند در مقیاس بزرگ نقش پررنگی داشته باشد؛ بااینحال، نباید آنها را بهعنوان یک نسبت ایدهآل برای همه کسبوکارها در نظر گرفت. نوع صنعت، مدل درآمدی، تعداد مشتریان، کیفیت دادهها و بلوغ سیستم بازاریابی بر ترکیب مناسب کمپینها و اتوماسیون اثر میگذارند.
کدام اتوماسیونهای ایمیلی اهمیت بیشتری دارند؟
در گزارش منبع، سهم انواع مختلف اتوماسیون از درآمد این بخش به شکل زیر بیان شده است:
- ایمیل سبد خرید رهاشده: حدود ۳۲ درصد از درآمد منتسب به اتوماسیون را تشکیل میدهد.
- مجموعه ایمیل خوشامدگویی: حدود ۲۱ درصد از این درآمد به این نوع جریان ارتباطی نسبت داده شده است.
- ایمیل پس از خرید برای فروش مکمل یا یادآوری خرید مجدد: حدود ۱۶ درصد از درآمد اتوماسیون را به خود اختصاص میدهد.
این درصدها به دادههای گزارششده در منبع مربوطاند و لزوماً برای همه بازارها یا کسبوکارها یکسان نیستند. بااینحال، این نمونهها مسیرهای مناسبی برای بررسی فرصتهای اتوماسیون در یک برنامه ایمیل مارکتینگ هستند.
چطور یک جریان اتوماسیون مؤثر بسازیم؟
برای طراحی هر جریان ایمیلی، ابتدا باید رویداد آغازکننده، هدف تجاری و رفتار مورد انتظار از مخاطب مشخص شود. سپس پیامها، فاصله زمانی ارسال، شرایط توقف و شاخصهای ارزیابی تعریف میشوند.
برای مثال، جریان سبد خرید رهاشده میتواند شامل یک یادآوری ساده و در صورت لزوم، پیام تکمیلی باشد. بهتر است پیامها بیش از اندازه تکرار نشوند و پس از خرید مشتری، ارسال یادآوریهای نامرتبط متوقف شود. همچنین ارائه تخفیف دائمی به همه مشتریان ممکن است حاشیه سود را کاهش دهد؛ بنابراین، بهتر است اثر هر مشوق بر درآمد و سودآوری جداگانه بررسی شود.
۳. تحویلپذیری ایمیل؛ چرا پیامهای خوب به صندوق ورودی نمیرسند؟
تحویلپذیری ایمیل یا Email Deliverability به توانایی یک فرستنده برای رساندن پیام به محل مورد انتظار، بهویژه صندوق ورودی، اشاره دارد. پذیرش ایمیل توسط سرور مقصد بهتنهایی تضمین نمیکند که پیام در صندوق اصلی دیده شود؛ ممکن است پیام در پوشه اسپم یا بخشهای دیگر قرار بگیرد.
در دادههای ذکرشده در مقاله منبع، ۹۸ درصد ایمیلها توسط ارائهدهندگان سرویس ایمیل پذیرفته میشوند، اما تنها ۸۲ درصد به صندوق ورودی میرسند. نرخ بازشدن گزارششده ۳۶ درصد و نرخ کلیک ۲٫۵ درصد است. این ارقام به مجموعه داده مورد استفاده در گزارش مربوطاند و نباید بدون بررسی روش اندازهگیری، به تمام کمپینها تعمیم داده شوند.
پیام اصلی این آمار روشن است: بخشی از مخاطبان پیش از آنکه فرصتی برای مشاهده یا تعامل با ایمیل داشته باشند از دست میروند. به همین دلیل، بهینهسازی عنوان و متن پیام بدون بررسی سلامت فنی ارسال، تصویر کاملی از عملکرد بازاریابی ایمیلی ارائه نمیدهد.
احراز هویت فرستنده با SPF، DKIM و DMARC
سه استاندارد مهم در زیرساخت ایمیل، SPF، DKIM و DMARC هستند. این سازوکارها به سرویسهای دریافتکننده کمک میکنند هویت فرستنده و اعتبار پیام را بررسی کنند.
- SPF: مشخص میکند کدام سرورها مجازند از طرف دامنه مشخصی ایمیل ارسال کنند.
- DKIM: با امضای رمزنگاریشده به بررسی اصالت پیام و تشخیص تغییرات غیرمجاز کمک میکند.
- DMARC: سیاستی برای مدیریت پیامهایی ارائه میدهد که بررسیهای احراز هویت آنها با دامنه فرستنده همخوانی ندارد و میتواند گزارشهایی برای پایش وضعیت فراهم کند.
پیکربندی صحیح این استانداردها یکی از پایههای سلامت ارسال ایمیل است، اما بهتنهایی تضمینکننده ورود پیام به صندوق اصلی نیست. اعتبار دامنه، سابقه ارسال، کیفیت فهرست مخاطبان و واکنش دریافتکنندگان نیز اهمیت دارند.
اعتبار فرستنده و کیفیت فهرست ایمیل
ارائهدهندگان سرویس ایمیل برای ارزیابی اعتبار فرستنده از مجموعهای از نشانهها استفاده میکنند. شکایتهای اسپم، تعامل کاربران، الگوی ارسال و سابقه دامنه میتوانند در تصمیمگیری درباره نحوه دستهبندی پیامها نقش داشته باشند.
فهرست بزرگتر همیشه ارزشمندتر نیست. اگر تعداد زیادی از مخاطبان مدتهاست ایمیلها را باز نمیکنند یا با پیامها تعامل ندارند، ارسال مکرر به آنها میتواند هزینهها را افزایش دهد و به سلامت برنامه ایمیلی آسیب بزند.
برای مدیریت بهتر فهرست، مخاطبان را بر اساس میزان تعامل، سابقه خرید و زمان آخرین فعالیت دستهبندی کنید. برای مشترکان غیرفعال میتوان یک کمپین بازگشت طراحی کرد؛ اگر همچنان واکنشی دریافت نشد، بهتر است مطابق سیاست مشخصی ارسال پیام به آنها محدود یا متوقف شود.
چرا افزایش تعداد ایمیلها همیشه نتیجه بهتری ندارد؟
ارسال مکرر پیامهای کمارزش ممکن است باعث خستگی مخاطب، افزایش لغو اشتراک و کاهش تعامل شود. در دادههای گزارششده در مقاله منبع، نرخ بازشدن از ۳۳٫۸ درصد برای یک ارسال در هفته به ۲۶٫۲ درصد برای پنج ارسال یا بیشتر در هفته کاهش مییابد.
این رابطه به معنای وجود یک تعداد ارسال مناسب برای همه برندها نیست؛ مخاطبان یک فروشگاه آنلاین، رسانه خبری و شرکت نرمافزاری ممکن است انتظارات متفاوتی داشته باشند. معیار مناسب، سنجش تعادل میان ارزش پیام، تعداد ارسالها و واکنش واقعی مشترکان است.
از جمله اشتباهات رایج در تحویلپذیری میتوان به استفاده از فهرستهای خریداریشده، ارسال بیش از حد، بخشبندی ضعیف، عنوانهای گمراهکننده و نادیده گرفتن مخاطبان غیرفعال اشاره کرد. تمرکز بر رشد فهرست بدون توجه به کیفیت آن، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
چگونه شخصیسازی، اتوماسیون و تحویلپذیری را به یک سیستم متصل کنیم؟
سه ستون اصلی ایمیل مارکتینگ زمانی بیشترین ارزش را ایجاد میکنند که بهصورت جداگانه مدیریت نشوند. شخصیسازی مشخص میکند چه پیامی برای مشتری مناسب است، اتوماسیون تعیین میکند چه زمانی و در واکنش به کدام رویداد ارسال شود و تحویلپذیری کمک میکند پیام به مقصد برسد.
برای پشتیبانی از این فرایند، زیرساخت ایمیل مارکتینگ مدرن معمولاً از چند بخش تشکیل میشود:
- پلتفرم ارسال ایمیل یا ESP: برای مدیریت فهرستها، طراحی کمپینها و اجرای جریانهای خودکار.
- سامانه مدیریت داده مشتری: برای یکپارچهسازی اطلاعات مشتریان از منابع مختلف، در صورت نیاز و متناسب با زیرساخت کسبوکار.
- ابزارهای تولید و بهینهسازی محتوا با هوش مصنوعی: برای تهیه پیشنویس، تولید نسخههای متفاوت و کمک به آزمایش پیامها.
- تحلیل و پیشبینی: برای بررسی رفتار مشتری و تخمین احتمال خرید، ریزش یا واکنش به پیشنهادها.
- ابزارهای پایش تحویلپذیری: برای بررسی وضعیت احراز هویت، اعتبار ارسال و شاخصهای سلامت فهرست.
داشتن همه این ابزارها بهتنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمیکند. اگر دادهها بین سامانهها بهدرستی جریان نداشته باشند، ممکن است مشتری پس از خرید همچنان ایمیل تخفیف همان محصول را دریافت کند یا پیامهای تکراری و نامرتبط برای او ارسال شوند. یکپارچگی دادهها و تعریف قواعد روشن برای ارتباط با مشتری، بهاندازه انتخاب ابزارها اهمیت دارد.
نقشه راه ۹۰ روزه برای بهبود ایمیل مارکتینگ با هوش مصنوعی
تغییر همزمان همه بخشهای برنامه ایمیلی میتواند منابع تیم را پراکنده کند. اجرای مرحلهای به کسبوکار کمک میکند ابتدا مشکلات پایهای را برطرف کند و سپس سراغ قابلیتهای پیشرفتهتر برود.
روزهای ۱ تا ۳۰: بررسی و ممیزی
در ماه اول، وضعیت فعلی را ارزیابی کنید. تنظیمات SPF، DKIM و DMARC، نرخ شکایت اسپم، لغو اشتراک، کیفیت فهرست مخاطبان، عملکرد کمپینها و جریانهای اتوماسیون را بررسی کنید. همچنین مشخص کنید کدام گروههای مخاطب کمترین تعامل را دارند و کدام پیامها بیشترین درآمد یا تبدیل را ایجاد میکنند.
روزهای ۳۱ تا ۶۰: پیادهسازی اولویتها
در ماه دوم، بر اساس نتایج ممیزی، چند فرصت مشخص را انتخاب کنید. ممکن است راهاندازی ایمیل خوشامدگویی، اصلاح جریان سبد خرید رهاشده، پاکسازی مخاطبان غیرفعال یا ایجاد بلوکهای محتوایی پویا در اولویت باشد. بهتر است هر تغییر با یک هدف روشن و شاخص قابلاندازهگیری همراه شود.
روزهای ۶۱ تا ۹۰: توسعه و اندازهگیری
در ماه سوم، اگر زیرساخت و دادهها بهاندازه کافی قابل اعتماد باشند، میتوانید شخصیسازی پیشبینانه، آزمایش نسخههای مختلف ایمیل و تحلیل دقیقتر درآمد را توسعه دهید. نتایج را با دورههای قبلی یا گروههای کنترل مقایسه کنید تا مشخص شود تغییرات واقعاً چه اثری داشتهاند.
در هر سه مرحله، بهتر است از افزودن قابلیتهای پیچیده صرفاً به دلیل جدید بودن آنها پرهیز شود. اولویت باید با اقداماتی باشد که با منابع موجود قابل اجرا هستند و ارتباط روشنی با هدف تجاری دارند.
شاخصهای کلیدی برای سنجش موفقیت ایمیل مارکتینگ
برای ارزیابی عملکرد، نباید تنها به نرخ بازشدن ایمیل توجه کرد. این شاخص ممکن است تحت تأثیر روشهای فنی اندازهگیری قرار بگیرد و بهتنهایی نشان ندهد که کمپین تا چه اندازه به درآمد یا سودآوری کمک کرده است.
- نرخ تحویل به صندوق ورودی: تا چه اندازه پیامها به مقصد موردنظر میرسند؟
- نرخ کلیک: چه سهمی از دریافتکنندگان روی لینکهای ایمیل کلیک میکنند؟
- نرخ تبدیل: چه تعداد از مخاطبان اقدام موردنظر، مانند خرید یا ثبتنام، را انجام میدهند؟
- درآمد بهازای هر ایمیل: هر ارسال بهطور متوسط چه میزان درآمد ایجاد میکند؟
- نرخ لغو اشتراک و شکایت اسپم: آیا مخاطبان پیامها را مرتبط و قابلقبول میدانند؟
- نرخ خرید مجدد و حفظ مشتری: آیا ارتباط ایمیلی به تداوم رابطه با مشتری کمک میکند؟
ترکیب این شاخصها تصویر دقیقتری از عملکرد ارائه میدهد. برای مثال، افزایش نرخ کلیک بدون رشد تبدیل ممکن است نشاندهنده مشکل در صفحه فرود، قیمت یا تناسب پیشنهاد باشد. همچنین افزایش فروش منتسب به ایمیل باید با توجه به روش انتساب و اثر سایر کانالهای بازاریابی بررسی شود.
پرسشهای متداول درباره ایمیل مارکتینگ و هوش مصنوعی
شخصیسازی ایمیل با هوش مصنوعی چیست؟
شخصیسازی مبتنی بر هوش مصنوعی از دادههایی مانند سابقه خرید، رفتار مرور، تعاملات قبلی و برآورد احتمال خرید استفاده میکند تا محتوا، پیشنهاد یا زمان ارسال ایمیل را متناسبتر کند. کیفیت دادهها و رعایت حریم خصوصی در این فرایند اهمیت زیادی دارند.
چگونه تحویلپذیری ایمیل را بهبود دهیم؟
پیکربندی درست SPF، DKIM و DMARC، استفاده از فهرست مخاطبان دارای رضایت، حذف یا محدود کردن مخاطبان غیرفعال، کنترل تعداد ارسالها و پایش شکایتهای اسپم از اقدامات اصلی هستند. همچنین باید از عنوانهای گمراهکننده و فهرستهای ایمیل خریداریشده اجتناب کرد.
کدام اتوماسیونهای ایمیلی برای شروع مناسبترند؟
ایمیل خوشامدگویی، یادآوری سبد خرید رهاشده و پیامهای پس از خرید معمولاً گزینههای مناسبی برای بررسی هستند. انتخاب اولویت باید بر اساس رفتار مشتریان، مدل کسبوکار و دادههای واقعی انجام شود؛ زیرا عملکرد یک جریان در همه صنایع یکسان نیست.
چه میزان از ایمیل مارکتینگ باید خودکار باشد؟
نسبت ثابتی برای همه کسبوکارها وجود ندارد. پیامهای وابسته به رویدادهای مشتری و مراحل چرخه عمر معمولاً قابلیت خودکارسازی دارند، درحالیکه اطلاعیههای عمومی، کمپینهای مناسبتی و معرفی محصولات جدید ممکن است همچنان به ارسال برنامهریزیشده نیاز داشته باشند. معیار تصمیمگیری باید اثربخشی، تجربه مشتری و هزینه اجرا باشد.
جمعبندی: مزیت هوش مصنوعی در ایمیل مارکتینگ فراتر از تولید محتواست
هوش مصنوعی فرصت تازهای برای بهبود بازاریابی ایمیلی ایجاد کرده است، اما تولید متن بیشتر بهتنهایی تضمینکننده افزایش فروش نیست. کسبوکارها باید دادههای مشتری را به بینش قابلاستفاده تبدیل کنند، ارتباطات تکرارشونده را بر اساس رفتار مخاطب خودکار سازند و زیرساخت ارسال را برای رسیدن پیام به صندوق ورودی بهینه کنند.
شخصیسازی، اتوماسیون و تحویلپذیری سه بخش مکمل یک سیستم هستند. اگر ایمیل به صندوق ورودی نرسد، شخصیسازی تأثیر محدودی خواهد داشت؛ اگر پیام با نیاز مخاطب تناسب نداشته باشد، اتوماسیون میتواند تجربهای تکراری ایجاد کند؛ و اگر همه مراحل بهصورت دستی انجام شوند، توسعه برنامه با افزایش تعداد مشتریان دشوارتر خواهد شد.
بهترین نقطه شروع، شناسایی ضعیفترین بخش برنامه فعلی و اصلاح مرحلهای آن است. با تعریف شاخصهای روشن، آزمایش کنترلشده و تمرکز بر درآمد، حفظ مشتری و تجربه مخاطب، میتوان از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری برای تصمیمگیری بهتر استفاده کرد؛ نه صرفاً راهی برای ارسال ایمیلهای بیشتر.
برای مطالعه جدیدترین اخبار و تحلیلهای هوش مصنوعی، ایمیل مارکتینگ و بازاریابی دیجیتال به دیجیتال مارکتینگ ایران مراجعه کنید.
“`






